تبليغاتX
یــــــــــــــــاس کــــــــبــــــــود
»

موضوع: شعر جمعه 5 شهریور1389

مگر آن خوشه گندم

مگر سنبل

مگر نسرین

تو را دیدند.

که سر خم کرده خندیدند

 

مگر بستان

شمیم گیسوانت را

چو آب چشمه ساران روان نوشید

مگر گلهای سرخ باغ ریگ آباد

در عطر تن تو غوطه ور گشتند

که سرنشناس و پانشناس

از خود بی خبر گشتند

 

مگر دست سپید تو

تن سبز چناران بلند باغ حیدر را نوازش کرد

که می شنگند و

می رقصند و

می خندند

  

خدا داند که شاید خاک این بستان

هزاران

صد هزاران

بوسه بر پایت ...

- دیگر اختیارم نیست

توانم نیست

تابم نیست

به خود می پیچم از این رشک

- اما خنده بر لب با تو گویم:

- اضطرابم نیست .

 

مگر دیگر من و این خاک،

- وای از من

چناران بلند باغ حیدر را

تبر باران من در خاک خواهد کرد

نسیم صبحگاهی جان ز دست من نخواهد برد

 

ترحم کن،

نه بر من

بر چناران بلند باغ حیدر

بر نسیم صبح

شفاعت کن

به پیش خشم، این خشم خروشان که در چشم است

به پیش قله آتشفشان درد

شفاعت کن...

نوشته شده توسط محمد اصلانی | لينک ثابت |

موضوع: شعر یکشنبه 31 مرداد1389

.....یکی بود , یکی نبود
           در ازل هیچ کی نبود
                 جز خدا و بوی یک یاس کبود..........
نوشته شده توسط محمد اصلانی | لينک ثابت |

رمضان آمد...
موضوع: دل نوشته ها پنجشنبه 21 مرداد1389

صدایی می آید..!!!

آری صدای دف های فرشتگان است

خبری هست....

در آسمان شوری برپا شده است

عروس زمان

ماه خدا میاید ...

در میخانه آسمانی را گشوده اند

نور را نشان همه می دهند

سی روز عاشقی و عشق بازی در راه است

اما در این طریق آيا حرمت میزبان را نگه خواهند داشت..؟

.

.

.

.

.

آیا ما مست خواهیم ماند...؟

نوشته شده توسط محمد اصلانی | لينک ثابت |

غدیر از زبان حضرت زهرا علیهاالسلام
موضوع: سیر تاریخ شنبه 9 مرداد1389

مقدمه

هفتاد روز از حادثه بسیار مهم و تاریخى غدیر خم گذشته بود كه رسول مكرم اسلام صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم دیده از جهان خاكى فرو بست و روح مطهرش به عالم ملكوت عروج كرد. ارتحال پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم موجى از غم و اندوه در فضاى جامعه نوپاى اسلامى ایجاد كرد. بار مصیبت چنان سنگین شد كه بسیارى در حیرت فرو رفته و از خود بی خود گشتند و از تصمیم‏گیرى مناسب و شایسته باز ماندند. جمعى نیز كه از قبل خود را آماده چنین روزى كرده بودند، حال و هواى جامعه را براى ایجاد گرد و غبار، مناسب یافتند و با گِل آلودن نمودن آب، به دنبال گرفتن ماهى مراد خود رفتند. ستاره امیدى كه در غدیر خم طلوع كرده و آرام‏بخش دل‏هاى مؤمنان گشته بود، در لابلاى گرد و غبار فتنه، از دیدگان كم فروغ، محو شد. در میان ظلمت ارتحال آفتاب، شب‏پره‏ها به تكاپو افتادند و با هجوم به خانه وحى، تلاش مذبوحانه‏اى را براى فرونشاندن نور خدا آغاز كردند؛ غافل از آن كه نور خدا با آن دسیسه‏ها خاموش شدنى نیست.

گر چه در این حمله و هجوم، آتش به كاشانه تنها یادگار رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ افتاد، و گل محمّدى صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم مظلومانه در پشت در، پرپر گشت، سینه دریایى‏اش شكافت و پهلویش بشكست؛ اما در عین حال، او، قدِ خمیده از ظلم و ستم را برافراشت و با دست الهى خود به دامن ولایت آویخت و با تمسك به حبل الله المتین و با صلابت و شهامتى بى‏نظیر از حقانیت امیرمؤمنان علیه‏السلام سخن‏ها گفت، و از غربت او نشان‏ها داد.

علاوه بر محدثان شیعه كه همگى حدیث غدیر را نقل كرده‏اند، اغلب محدثان بزرگ اهل سنت و مورخان جهان اسلام حدیث غدیر را نقل و صحت آن را تأیید نموده‏اند؛ تا آنجا كه اگر كسى در صحت این حدیث تردید داشته باشد، باید به همه احادیث دیگر و حتى مسائل بدیهى اسلام نیز با دیده تردید بنگرد.

 رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و‏ آله‏ فرمود: مَثَلِ امام (مثل على)، همانند كعبه است، كه مردم به سراغ آن مى‏روند، نه آن كه كعبه به سراغ مردم بیاید.

زهراى اطهرعلیهاالسلام دفاع جانانه‏اى از ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام نمود و در این راه، مشتاقانه جام پرافتخار شهادت را سر كشید و افتخار اولین شهید راه ولایت را تا ابد به نام خود ثبت كرد؛ ولى این دفاع نیز همانند خود آن بانوى بزرگوار، در هاله‏اى از غربت و مظلومیت قرار گرفت و آن گونه كه سزاوار بود به شیعیان وى نیز منتقل نشد.

به رغم عمر بسیار كوتاه حضرت  صدیقه طاهره علیهاالسلام ، پس از ارتحال پدر بزرگوارشان، آثار به یادگار مانده از ایشان در آن دوران بحرانى و پر تنش، بیانگر عزم راسخ و صلابت و شجاعت فوق العاده حضرت در دفاع از ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام است. جدیت ایشان در این راه، كه منجر به شهادت مظلومانه‏اش شد، نشان از توجه ویژه و اهتمام خاص حضرت به مسأله امامت امت و زمامدارى جامعه مسلمانان دارد.

از جمله محورهایى كه در احتجاجات و سخنان  حضرت زهرا علیهاالسلام جلب توجه مى‏كند، نقل «حدیث غدیر» است كه موضوع نوشتار حاضر نیز همین مطلب است. در این نوشتار تلاش شده است استنادات حضرت به حدیث غدیر، در حد امكان از منابع كهن و معتبر حدیثى و تاریخى جمع آورى و تقدیم علاقمندان به غدیر گردد؛

هركس را كه من مولاى او باشم، على نیز مولاى اوست

ابوالخیر محمد جزرى شافعى (متوفّاى 833 ق.) در كتاب أسنى المطالب فى مناقب سیّدنا علىّ بن ابى‏طالب با سند بسیار زیبایى، حدیث غدیر را از  حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین نقل مى‏كند:

فاطمه، دختر امام علىّ بن موسى الرّضا علیه‏السلام از عمه‏هایش فاطمه، زینب و ام كلثوم، دختران امام موسى بن جعفر علیه‏السلام نقل مى‏كند كه آنان فرمودند: فاطمه دختر امام صادق علیه‏السلام از عمه‏اش فاطمه، دختر امام محمدباقر علیه‏السلام و او از عمه‏اش فاطمه دختر امام زین العابدین علیه‏السلام نقل مى‏كند كه فاطمه و سكینه دختران امام حسین علیه‏السلام از عمه‏شان ام‏كلثوم دختر امیرمؤمنان علیه‏السلام نقل مى‏كند كه مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر مكرم رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله خطاب به مردم فرمود:

«أنسیتم قول رسول الله صلى‏ الله ‏علیه‏و‏آله‏ یوم غدیرخم: من كنت مولاه فعلىّ مولاه و قوله صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏: أنت منى بمنزلة هارون من موسى(3)؛ آیا كلام رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ را فراموش كردید كه در روز غدیر خم فرمود:«هركس را كه من مولاى او باشم، پس على نیز مولاى اوست.»و كلام دیگر رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏ كه فرمود: «یا على! جایگاه تو نسبت به من همانند موقعیت هارون نسبت به موسى علیه‏السلام مى‏باشد.»

نكته قابل توجه در این حدیث، اهتمام خاندان اهل بیت علیهم‏السلام به حدیث غدیر و حفظ آن است، به گونه‏اى كه پاسدارى از حریم ولایت با نقل مستمر حدیث غدیر در میان آنان و فرزندانشان، یك سیره دائمى شده بود و سعى و كوشش آن بزرگواران براى روشن ماندن چراغى كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه ‏و ‏آله‏ در غدیر خم مشتعلش ساخته بود، بسیار جدى و قابل تأمل است.

در حقیقت، این اهتمام و جدیت، میراثى بود كه از حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به آنان رسیده بود. و درسى بود كه از مكتب آن بزرگوار تعلیم دیده بودند؛ زیرا ایشان یگانه مربى دفاع از ولایت بود كه با منطق بسیار مستحكم خود و با صلابت و استوارى غیر قابل وصف خود، راه پر افتخار حمایت از ولایت را گشود، و اهل‏بیت علیهم‏السلام و خاندان پر بركتشان نیز بهترین رهروان این راه شدند و با مجاهدت‏هاى طاقت فرساى خود این امانت را به نسل‏هاى بعد و در نهایت به ما و آیندگان سپردند.

نكته مهم دیگر حدیث، این است كه امامان معصوم علیهم‏السلام در تعلیم و تربیت فرزندان خود، فرقى بین دختران و پسران نمى‏گذاشتند و همه آنان را از سرچشمه معارف ناب اسلامى سیراب مى‏ساختند و بار مسؤولیت حفظ امانت‏هاى الهى و یادگارهاى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ و فاطمه زهرا علیهاالسلام را بر عهده آنان مى‏گذاشتند و آنان نیز با شایستگى، این امانت‏ها را به نسل‏هاى بعدى انتقال مى‏دادند. این حدیث، نمونه‏اى از احادیث «فاطمیات» است و نمونه‏هاى فراوان دیگرى نیز در ابواب مختلف وجود دارد.

به راستى خاندان اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام خاندان علم و دانش و حكمت بودند و زن و مردشان ستارگان درخشان آسمان علم و عمل هستند.

به خدا سوگند ولایت و رهبرى براى على علیه‏السلام است

پس از رحلت رسول مكرم اسلام صلى‏الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ جمعى از مهاجران و انصار در سقیفه بنى‏ساعده، گردهم آمدند تا فردى را از میان خود به زمامدارى مسلمانان انتخاب نمایند. مذاكرات و مشاجرات طولانى كه بین آنان به وقوع پیوست، در كتاب‏هاى تاریخى به طور مبسوط نقل شده است. آنان در نهایت با ابوبكر بیعت كردند و سپس او را به مسجدالنبى صلى‏الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ آورده و از عموم مردم درخواست بیعت نمودند.

جمعى از اصحاب رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ از بیعت با ابوبكر امتناع ورزیدند و در عهدى كه با رسول خدا صلى‏الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ در روز «غدیر خم» بسته بودند، پایدار ماندند، اما نگرانى عمده اصحاب سقیفه از شخص امیرمؤمنان علیه‏السلام بود و یقین داشتند با گرفتن بیعت از او، بقیه معترضان تسلیم خواهند شد.

على علیه‏السلام پس از دریافت اخبار سقیفه و اطلاع از بیعت مردم با ابوبكر، در پى وصیت دیگر رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله‏، با شتاب فراوان به جمع‏آورى قرآن پرداخت، و در جواب فرستادگانى كه او را به مسجد و بیعت با ابوبكر فرا مى‏خواندند، مى‏فرمود: «مشغول اجراى فرمان رسول خدا صلى‏الله‏ علیه‏ و ‏آله‏ و جمع‏آورى قرآن هستم.» اما نگرانى‏هاى هیئت حاكمه جدید، مانع از صبر و تحمل آنان شد و جمعى مأموریت یافتند به هر قیمتى شده كه على علیه‏السلام را از منزل خارج و براى گرفتن بیعت به مسجد آورند. آنان در مقابل منزل حضرت گرد هم آمده و از ایشان خواستند به همراه آنان به مسجد برود؛ اما على علیه‏السلام امتناع ورزید.

بنابر تصریح ابن قتیبه در كتاب الامامة و السیاسة و دیگر مورخان، عمر دستور داد هیزم و آتشى فراهم كنند و قسم یاد كرد كه اگر على علیه‏السلام از منزل خارج نشود، خانه را به آتش خواهد كشید. عده‏اى به او اعتراض كردند كه در این خانه، فاطمه دختر رسول الله صلى‏الله‏علیه‏ و آله‏، حسن و حسین، فرزندان رسول پیامبرخدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏ و یادگارهاى ایشان وجود دارند، چگونه این خانه را به آتش مى‏كشى؟ عمر كه اعتراض عمومى را مشاهده كرد، گفت: به راستى گمان كردید كه من چنین كارى را انجام مى‏دهم؟ مقصود من تهدید بود. در این هنگام حضرت فاطمه علیهاالسلام به پشت درب منزل آمد و خطاب به آن جماعت كه در بیرون منزل اجتماع كرده بودند، فرمود:

«لا عهد لی بقوم أسوء محضرٍ منكم تركتم رسول الله صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ جنازة بین أیدینا و قطعتم أمركم فیما بینكم و لم تستأمرونا و لم تردّوا لنا حقّاً كأنّكم لم تعلموا ما قال یوم غدیرخم. والله لقد عقد له یومئذ الولاء لیقطع منكم بذلك منها الرجاء و لكنّكم قطعتم الاسباب بینكم و بین نبیّكم، والله حسیب بیننا و بینكم فى‏الدّنیا و الآخرة(4)؛ من قومى همانند شما سراغ ندارم كه این چنین عهد شكن و بد برخورد باشند! پیكر رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ را بر روى دستان ما گذاشته و رها كردید و عهد و پیمانى كه در میان خود داشتید، قطع كردید و برخلاف عمل نمودید، ولایت و رهبرى ما اهل‏بیت را انكار كردید، و زمام امر را از دست ما خارج ساختید، و هیچ حقى براى ما قائل نشدید؛ گویا از سخنان رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ در روز غدیر خم آگاهى نداشتید! به خدا سوگند! رسول خدا در آن روز (غدیرخم) ولایت و رهبرى را براى على علیه‏السلام تعیین كرد، تا امید و طمع شما را از خلافت قطع نماید؛ ولى شما رشته‏هاى پیوند میان خود و پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏ را پاره كردید. بدانید كه خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داورى خواهد كرد.»

غدیرخم را فراموش كرده‏اید!؟

در دوران غربت بعد از پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏، كه توأم با اختناق نیز بود، از جمله جاهایى كه مردم مى‏توانستند با حضرت زهرا علیهاالسلام دیدارى داشته باشند و سؤالاتشان را مطرح نمایند، در خارج از شهر مدینه، بر سر مزار شهداى احد و حمزه سیدالشهدا بود. از جمله كسانى كه در كنار مزار شهدا با  حضرت زهرا علیهاالسلام ملاقات كرده، محمود بن لبید (و یا اسید) است. او مى‏گوید:

پس از وفات رسول الله صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ فاطمه زهرا علیهاالسلام را در كنار قبر حمزه در احد مشاهده كردم، در حالى كه به شدت منقلب بود و اشك مى‏ریخت. صبر كردم تا آرام گرفت، آنگاه به حضور ایشان رسیدم و عرضه داشتم: اى بانوى من! سؤالى برایم پیش آمده است كه مى‏خواهم با شما در میان بگذارم .

فرمود: بپرس!

عرض كردم: آیا رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ قبل از وفات خود، تصریحى بر امامت على علیه‏السلام داشته است؟ و آیا از طرف ایشان نصّى بر این مطلب وجود دارد؟ فرمود:

«واعجباه! أنسیتم یوم غدیرخم؛ شگفتا و عجبا! آیا روز غدیر خم را فراموش كرده‏اید؟»

عرضه داشتم: روز غدیر را مى‏دانم (و آن غیر قابل انكار است)، از آن اسرارى كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ با شما در میان گذاشته، مرا آگاه كنید، فرمود:

«اشهدالله تعالى لقد سمعته یقول: علىٌّ خیر من أخلّفه فیكم، و هو الامام والخلیفة بعدى، و سبطاى و تسعة من صلب الحسین أئمّة أبرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیّین، و لئن خالفتموهم لیكون الاختلاف فیكم الى یوم القیامة؛ خدا را شاهد مى‏گیرم كه شنیدم رسول خدا صلى‏الله ‏علیه‏ و ‏آله‏ فرمود: على بهترین كسى است كه او را جانشین خود در میان شما قرار مى‏دهم. على امام و خلیفه بعد از من است، و دو فرزندم (حسن و حسین) و نه تن از فرزندان حسین پیشوایان و امامانى پاك و نیك هستند. اگر از آنها اطاعت كنید، شما را هدایت خواهند نمود، و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت بلاى تفرقه و اختلاف در میان شما حاكم خواهد شد.»

پرسیدم: بانوى من! پس چرا على علیه‏السلام سكوت كرد، و براى گرفتن حق خویش قیام نكرد؟

حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ فرمود:

«یا اباعمر لقد قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله: مثل الامام مثل الكعبة اذ تؤتى ولا تأتى ـ أو قالت: مثل علىّ ـ ثمّ قالت: أما والله لو تركوا الحقّ على أهله و اتبعوا عترة نبیّه لما اختلف فى‏الله اثنان، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى یقوم قائمنا التاسع من ولد الحسین، و لكن قدّموا من أخّره الله و أخّروا من قدّمه الله، حتى اذا ألحدوا المبعوث و أودعوه الجدث المجدوث، اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم، تبّاً لهم أو لم یسمعوا الله یقول:« و رَبُّكَ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَ یَخْتارُ ماكانَ لَهُمُ الخِیَرَةُ»(5)؟ بل سمعوا ولكنهم كما قال الله سبحانه: «فَاِنَّها لا تَعْمَى الاَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الّتى فی الصُّدُورِ»(6) هیهات بسطوا فى الدّنیا آمالهم و نسوا آجالهم، فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم، أعوذبك یا ربّ من الحُور بعد الكَوْر؛ اى اباعمر، رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و‏ آله‏ فرمود: مَثَلِ امام (مثل على)، همانند كعبه است، كه مردم به سراغ آن مى‏روند، نه آن كه كعبه به سراغ مردم بیاید.

سپس حضرت زهرا علیهاالسلام ادامه داد:

آگاه باش! به خدا سوگند! اگر حق را به اهلش واگذار مى‏كردند و از عترت رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و‏آله‏ اطاعت مى‏نمودند، دو نفر هم (در حكم خداوند) با یكدیگر اختلاف نمى‏كردند، و امامت همان گونه كه پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ معرفى فرمود، از على علیه‏السلام تا قائم ما، فرزند نهم حسین، از جانشینى به جانشینى دیگر به ارث مى‏رسید. اما كسى (ابوبكر) را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود، و كسى (على) را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشته بود. نتیجه آن شد كه محصول بعثت را انكار كردند و به بدعت‏ها روى آوردند، آنها هوا پرستى را برگزیدند و بر اساس رأى و نظر شخصى عمل كردند، هلاكت و نابودى بر آنان باد! آیا نشنیدند كلام خدا را كه فرمود:

«پروردگار تو هر چه بخواهد، مى‏آفریند و هر چه بخواهد، برمى‏گزیند، آنان (در برابر او) اختیارى ندارند.»

آرى شنیدند، همان گونه كه قرآن فرمود:

«چشم‏هاى ظاهر نابینا نمى‏شود، بلكه دل‏هایى كه در سینه‏هاست، كور مى‏شود.»

افسوس كه آنان آرزوها و هوس‏هاى خود را تحقق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند! خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهایشان گمراه كند.

پروردگارا! به تو پناه مى‏برم از كمى یاران پس از فراوانى آنان.»(7)

آیا جاى عذرآوردن باقى مانده؟

«غصب فدك» انتقامى بود كه ازحضرت  زهرا علیهاالسلام در مقابل حمایت‏هایش از حق امیرمؤمنان علیه‏السلام گرفته مى‏شد. پافشارى حضرت بر دفاع از ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام و نگرانى هیئت حاكمه از تأثیر كلام حضرت زهرا علیهاالسلام در میان مردم، آنان را واداشت تا با گرفتن فدك از ایشان، به دو هدف عمده برسند: از یك سو، به دیگر معترضان نشان دهند كه ایستادگى در برابر قدرت حاكمه هزینه‏هاى سنگینى دارد و از سوى دیگر، وانمود كنند كه مشكل اصلى هیئت حاكمه با حضرت زهرا علیهاالسلام مسائل مالى و دنیوى است، نه مبحث دین و امامت و ولایت!

آنها مى‏دانستند كه خاندان رسول خدا صلى‏الله‏ علیه‏ و ‏آله‏ و اهل بیت مطهّر، هیچ گونه دلبستگى به مال دنیا ندارند، و تمام همّ و غمّ آنان حفظ مكتب اسلام و پایدارى از اصالت آن است و اگر این واقعیت براى عامه مردم به اثبات برسد پایه‏هاى لرزان حكومت جدید، سست‏تر خواهد شد. بنابراین، نیازمند سوژه‏اى بودند كه اذهان مردم را به سوى دیگرى هدایت كنند و مشكل اصلى حكومت با خاندان رسول خدا صلى‏الله‏ علیه‏ و ‏آله‏ را دعواى ارث و میراث و درد مال و منال جلوه دهند؛ لذا بهترین سوژه را گرفتن فدك یافتند، و با تحریف سخنان رسول خدا صلى‏الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ مشروعیتى براى كار ناپسندیده خود تدارك دیدند.

حضرت  زهرا علیهاالسلام كه به خوبى از اهداف آنان اطلاع داشت، فرصت را مغتنم شمرد و خطبه مشهور خود را در مسجد مدینه ایراد فرمود؛ خطبه‏اى كه طنین سخنان رسول خدا صلى‏الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ را در اذهان مردم به یاد مى‏آورد، گویى كه پیامبر صلى‏الله‏ علیه ‏و ‏آله‏ بر بالاى منبر خطبه مى‏خواند!

حضرت در این خطبه، حقایق فراوانى را با مردم در میان گذاشت، و پرده‏هاى تزویر و تحریف را كنار زد و چهره غبار گرفته حقیقت را به مردم نشان داد. او چنان مستدل و مستحكم سخن گفت كه خلیفه اول در برابر منطق قوى ایشان تسلیم شد و دستور باز گرداندن فدك را صادر نمود (گر چه با فاصله كمى مجدداً به دستور نخست خود بازگشت). نتیجه خطبه حضرت  ، بسیار جالب و قابل توجه است؛ بعد از آن خطبه تاریخى جمعى به  حضرت  زهرا علیهاالسلام گفتند:

«یا بنت محمّد! لو سمعنا هذا الكلام منك قبل بیعتنا لأبى بكر ما عدلنا بعلىّ أحدا؛ اى دختر رسول خدا! اگر قبل از بیعت با ابوبكر این سخنان را از تو مى‏شنیدیم، به هیچ وجه كسى را بر على علیه‏السلام ترجیح نمى‏دادیم!»

اینجا بود كه حضرت در جواب آنان به جریان غدیر خم اشاره كرده، فرمود:

«هل ترك أبى یوم غدیرخم لأحد عذرا؟؛ آیا پدرم رسول خدا صلى‏الله‏ علیه ‏و ‏آله‏ پس از حادثه غدیرخم، جایى براى عذرآوردن باقى گذاشته بود؟»

در كتاب دلائل الامامه نقل شده است: بعد از این كه  حضرت زهرا علیهاالسلام آن خطبه غرّا را ایراد فرمود، در هنگام بازگشت از مسجد، رافع بن رفاعه به دنبال  حضرت آمد و خطاب به ایشان عرضه داشت:

«یا سیّدة ‏النساء لو كان أبوالحسن تكلم فى هذا الأمر و ذكر للناس قبل أن یجرى هذا العقد ما عدلنا به احداً؛ اى سرور زنان! اگر على علیه‏السلام قبل از این كه مردم با ابوبكر بیعت كنند، با آنان سخن مى‏گفت و روشنگرى مى‏نمود، ما از او روی گردان نمى‏شدیم، و با فرد دیگرى بیعت نمى‏كردیم!»

حضرت  زهرا علیهاالسلام فرمود:

«الیك عنى فما جعل الله لأحد بعد غدیرخم من حجّة ولاعذر؛ مرا به حال خود بگذار، كه خداوند بعد از جریان غدیر خم براى هیچ كس عذر و بهانه‏اى قرار نداده است.»(8)

سخن آخر

در پایان، ذكر این نكته لازم است كه بعد از ارتحال رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ و موفقیت حزب سقیفه در دستیابى به خلافت، مخاطبان  حضرت  زهرا علیهاالسلام اغلب كسانى بودند كه در روز غدیر حضور داشتند و با چشم‏هاى خود رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ را مشاهده كرده بودند كه دست على علیه‏السلام را بلند كرده و به مردم نشان داد. آنها با گوش‏هاى خود شنیده بودند كه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ فرمود: «من كنت مولاه فهذا علىٌّ مولاه» و حتى اغلب آنان در آن روز با  حضرت على علیه‏السلام دست بیعت داده و جانشینى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏ را به وى تبریك گفته بودند. اگر به ندرت كسانى هم بودند كه در غدیر حضور نداشتند، آنان نیز اخبار قطعى آن را از مسلمانان حاضر در غدیر دریافت كرده بودند. دیگر شبهه‏اى در صحّت جریان غدیر وجود نداشت و از لحاظ فاصله زمانى هم كمتر از صد روز از جریان غدیر سپرى نشده بود، و احتمال فراموشى مردم به هیچ وجه قابل اعتنا نبود.

در چنین شرایطى كه مخاطبان، علم كافى داشته و بلكه خود در جریان غدیر حاضر و شاهد بودند، اما به هر دلیلى خود را به فراموشى زدند و گاهى نیز با عناد و لجاجت برخورد كردند، زمینه چندانى براى طرح واقعیت‏هاى روشن و غیر قابل انكار نبود، و جز براى اتمام حجّت و یا ثبت در حافظه تاریخ، براى بهره‏مندى آیندگان، ثمره دیگرى نداشت. به همین دلیل است كه در آن مقطع خاص، فقط دو مورد از امیرمؤمنان علیه‏السلام استناد به حدیث غدیر نقل شده است و عمده استشهادات حضرت على علیه‏السلام به جریان غدیر، در دوره پنج سال خلافت بود كه بسیارى از مخاطبان حضرت، غدیر خم را درك نكرده بودند و به دلیل فاصله زمانى زیاد، بعضى از اصحاب نیز ادعاى فراموشى مى‏كردند!

با این توضیح، سرّ این كه حضرت  زهرا علیهاالسلام فقط اشاره‏اى به غدیر مى‏نمایند، و اغلب به حالت سؤال كه آیا غدیر را فراموش كرده‏اید، و یا این كه آیا جاى عذر و توجیهى بعد از غدیر باقى مانده است، روشن مى‏گردد.

البته توجه به این نكته كه  حضرت زهرا علیهاالسلام با فاصله بسیار كمى بعد از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ به شهادت رسید، و تقریباً نصف این ایام را نیز در بستر بیمارى به سر برد، اهتمام خاص ایشان به یادآورى جریان «غدیر» در همین مدت كوتاه، روشن مى‏گردد!

نوشته شده توسط محمد اصلانی | لينک ثابت |


آخرين مطالب: